نوروزدرجبهه

ياد آنهايي که باصداقت درراه وطن شهید شدند...


شبها وقتي منورها دل آسمان را مي‌‌شکست فکر مي‌‌کردند که بر آنها در ساعات و روزها و ماههاي گذشته چه گذشته است. حساب اعمالشان را مي‌‌کردند قبل ار اينکه آن ناظر شاهد بر اعمالشان رسيدگي کند. شبهاي عيد بهترين زمان براي محاسبه بود. مثل من و تو مي‌‌نشستند پاي سفره هفت سيني که سيب و سماق و سکه اي هم در کار نبود و برايشان اهميتي نداشت. مهم سفره دلشان بود که ستاره‌هايش را وقتي يا محول الحول و الاحوال مي‌‌خواندند، مي‌‌تکاندند...نوروز در جبهه هميشه در ميان گلوله‌ها با گل و بوسه توام مي‌‌شد. دو رکعت نماز روي آن سجاده پاک مي‌‌خواندند و آن قدر هم رزمان با هم رفيق بودند که يک دستمال سفيد پيدا شود، براي پاک کردن آن بلورهاي محرمانه !
حالا نيستند و سفره‌هاي هفت سين ما پر از سرکه‌هاي فراموشي شده...نوروز و ايام عيد که مي‌‌شد در شرايط عادي جبهه و جنگ تا 5 روز از صبحگاه خبري نبود. عيدي بچه‌ها، سکه‌هاي يک تا پنجاه ريالي و اسکناسهاي صد تا هزار ريالي متبرک، دست حضرت امام (ره) بود. پنجمين پولهايي که به يادگار نوشته شده بود از سوي بچه‌ها يا فرماندهان ! و غذاهاي اين ايام بهترين غذاها بود و پذيرايي با ميوه و شيريني همه جا داير.در کنار همه اين نعمتها مراسم جشن و سرور بود، تئاترها و نمايشنامه‌هاي نشاط آور که به وسيله خود بچه‌ها تهيه و اجرا مي‌‌شد و نمايش فيلم‌هاي سينمايي که زحمت تدارک آنها را بچه‌هاي واحد تبليغات مي‌‌کشيدند.در هفت سين جبهه هم سنت " هفت سين " چيدن سفره شب عيد را حفظ کرده بودند. منتها با همان رنگ و روي جنگي اش.مثل هفت سين لشگر 27 که عبارت بود از : 1_ مين سوسکي 2_ مين سبدي 3_ سيم تله 4_ سيم چين 5_ سيم خاردار 6_ سرنيزه 7_ سي چهار ( C4 ) که اين آخرين نوعي خرج و مواد منفجره غير حساس بود.
سوزن اسلحه، سيمينوف سمبه و سنگر را هم به عنوان مواردي از هفت سين ياد کرده اند که در جاي ديگر معمول بوده است.

+ نوشته شده توسط موسی کاظم زاده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 11:10 |

شهیدوشهادت

بسم الرّب الشّهداءوالصّدیقین 

معناومفهوم شهادت 

       در تاريخ ملتها روزهايى پيش مى‏آيد كه بدون ايثار و فداكارى و دادن قربانيان بسيار خطرات بر طرف نمى‏شود، و اهداف بزرگ و مقدس محفوظ نمى‏ماند، اينجا است كه گروهى مؤمن و ايثارگر بايد به ميدان آيند، و با نثار خون خود از آئين حق پاسدارى كنند، در منطق اسلام به اينگونه افراد" شهيد" گفته مى‏شود.اطلاق" شهيد" از ماده" شهود" بر آنها يا به خاطر حضورشان در ميدان نبرد با دشمنان حق است، يا به خاطر اينكه در لحظه شهادت فرشتگان رحمت را مشاهده مى‏كنند، و يا به خاطر مشاهده نعمتهاى بزرگى است كه براى آنها آماده شده، و يا حضورشان در پيشگاه خداوند است آن چنان كه در آيه شريفه «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ »(آل عمران- 169) آمده است.در اسلام كمتر كسى به پايه" شهيد" مى‏رسد، شهيدانى كه آگاهانه و با اخلاص نيت به سوى ميدان نبرد حق و باطل رفته، و آخرين قطرات خون پاك خود را نثار مى‏كنند.اين نكته نيز قابل توجه است كه شهادت در فرهنگ اسلام دو معنى متفاوت دارد: معنى" خاص" و ديگرى معنى گسترده و" عام".معنى خاص شهادت همان كشته شدن در معركه جنگ در راه خدا است كه احكام خاصى در فقه اسلامى دارد، از جمله عدم نياز شهيد به غسل و كفن، بلكه با همان لباس خونين دفن مى‏شود!.اما معنى وسيع شهادت آن است كه انسان در مسير انجام وظيفه الهى كشته شود، يا بميرد، هر كس در حين انجام چنين وظيفه‏اى به هر صورت از دنيا برود" شهيد" است.لذا در روايات اسلامى آمده است كه چند گروه شهيد از دنيا مى‏روند:1- از پيامبر گرامى اسلام نقل شده‏ « إِذَا جَاءَ مَوْتُ لِبَ عِلْمِ وَ هُوَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ مَاتَ شَهِيداً »؛كسى كه در طريق تحصيل علم از دنيا برود شهيد مرده است.[1]2- امير مؤمنان على ع مى‏فرمايد:«مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ عَلَى فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ مَاتَ شَهِيدا»؛كسى كه در بستر از دنيا رود اما معرفت حق پروردگار و معرفت واقعى پيامبر او و اهل بيتش را داشته باشد شهيد از دنيا رفته است.3- در حديث ديگرى درکلمات پیامبر(ص)مى‏خوانيم:«  مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِيدٌ »؛كسى كه براى دفاع از مال خود در برابر مهاجمين ايستادگى كند و كشته شود شهيد است.[3]وهمچنين كسانی ديگرى كه در مسير حق كشته مى‏شوند يا مى‏ميرند، و از اينجا عظمت اين فرهنگ اسلامى وگسترش آن روشن مى‏شود.و اما" شهداء" چنان كه گفتيم گاه به معنى گواهان بر اعمال، و گاه به معنى شهيدان راه خدا است، و در آيه مورد بحث جمع ميان هر دو نيز ممكن است.البته" شهيد" در فرهنگ اسلامى منحصر به كسانى نيست كه در ميدان جهاد كشته مى‏شوند، هر چند آنها از روشنترين مصداق آنند، بلكه تمام كسانى كه عقيده حق دارند و در مسير حق گام بر مى‏دارند و در همين راه از دنيا مى‏روند، طبق روايات اسلامى، در زمره شهدا هستند.4- در حديثى از امام باقر (ع) مى‏خوانيم كه فرمود:«الْعَارِفُ مِنْكُمْ هَذَا الْأَمْرَ الْمُنْتَظِرُ لَهُ الْمُحْتَسِبُ فِيهِ الْخَيْرَ كَمَنْ جَاهَدَ وَ اللَّهِ مَعَ قَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ ص بِسَيْفِهِ ثُمَّ قَالَ بَلْ وَ اللَّهِ كَمَنْ جَاهَدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص بِسَيْفِهِ ثُمَّ قَالَ الثَّالِثَةَ بَلْ وَ اللَّهِ كَمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص فِي فُسْطَاطِهِ وَ فِيكُمْ آيَةٌ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ قُلْتُ أَيُّ آيَةٍ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ ثُمَّ قَالَ صِرْتُمْ وَ اللَّهِ صَادِقِينَ شُهَدَاءَ عِنْدَ رَبِّكُمْ »؛آن كس از شما كه به مساله ولايت آشنا باشد و در انتظار ظهور مهدى (عج) به سر برد و خود را آماده (حكومت عدل جهانى او) سازد مانند كسى است كه با مهدى آل محمد (ص) با سلاحش جهاد كرده باشد، سپس فرمود: بلكه به خدا سوگند مانند كسى است كه همراه رسول اللَّه ص با سلاحش جهاد كرده باشد، سپس براى مرتبه سوم افزود: بلكه به خدا سوگند همانند كسى است كه با رسول اللَّه ص و در خيمه او شهيد شده باشد! سپس افزود:در باره شما آيه‏اى از قرآن نازل شده است، راوى مى‏گويد: كدام آيه فدايت شوم؟ فرمود: اين سخن خداوند كه مى‏فرمايد: آنها كه ايمان به خدا و فرستادگانش آورده‏اند صديقين و شهداء نزد پروردگارشان هستند ... سپس افزود: به اين ترتيب شما به خدا سوگند هم صديقين و هم شهداء نزد پروردگارتان هستيد.اين سخن را با حديثى از امير مؤمنان على ع پايان مى‏دهيم: در آن هنگام كه گروهى از يارانش براى فرا رسيدن وقت جهاد و شهادت در راه خدا بيتابى مى‏كردند، اين جمله را فرمود:« وَ لَا تَسْتَعْجِلُوا بِمَا لَمْ يُعَجِّلْهُ اللَّهُ لَكُمْ فَإِنَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ عَلَى فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ مَاتَ شَهِيداً وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ »؛به آن چيزى كه خداوند در آن عجله روا نداشته تعجيل مكنيد، چرا كه هر كس از شما در بستر بميرد ولى معرفت حق پروردگار و حق پيامبر ص و اهل بيتش را داشته باشد، شهيد مرده است.[5]  

فلسفه شهادت  

        اسلام طرفداری جنگ وخون ریزی نمی باشد بلکه آن را حرام وازگناهان نابخشودنی می داند درمکتب اسلام انسان دارای مقام وارزش بالایی است به طوری که خداوند تاج کرامت را برآدم نهاده وخلیفه خودش درروی زمین معرفی می کند همواره اسلام طرفدار صلح وصمیمت است . همزیستی مسالمت آمیزراحق مسلم اجتماع بشری می داند . حتی ریختن خون یک نفربی گناه را برابر باقتل تمام انسان ها می داند . ولی درعین حال درمواردی که لازم است وراه چاره ی به جزجنگ وجود ندارد در،منطق وگفتگو ومذاکره ومشاوره واندرز ونصیحت بسته میشود .آنگاه جنگ را امضاء نموده ودستور به جهاد وشهادت داده است . بنابراین فلسفه شهادت دراسلام جهاددرراه خداوایستادن دربرابرظلم وجوروحکومت های طاغوتی وپاسداری ازدین حق وآئین مقدس اسلام است . 

مقام والای شهیدان  

        درآيات قرآن از شهيدانى كه در اين پيكارها جان شيرين خود را از دست مى‏دهند، و حق بزرگى بر جامعه اسلامى دارند، سخن به ميان آورده مى‏گويد:" كسانى كه در راه خدا كشته شدند خداوند اعمالشان را هرگز نابود نمى‏كند" (وَ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ( محمد/4)زحمات و رنجها و ايثارهاى آنها از ميان نمى‏رود، همه در پيشگاه خدا محفوظ است، در اين دنيا نيز آثار فداكاريهاى آنها باقى مى‏ماند، هر بانگ" لا اله الا اللَّه" به گوش مى‏رسد محصول زحمات آنها است، و هر مسلمانى در پيشگاه خدا سر به سجده مى‏نهد از بركت فداكارى آنان است، زنجيرهاى اسارت با زحمات آنها درهم شكسته شده و آبرو و عزت مسلمين مرهون آنها است.اين يكى از مواهب الهى در مورد شهيدان است.و سه موهبت ديگر در آيات بعد به آن مى‏افزايد.نخست مى‏گويد:" خداوند آنها را هدايت مى‏كند" (سَيَهْدِيهِمْ).هدايت به مقامات عاليه، و فوز بزرگ، و رضوان اللَّه.ديگر اينكه" وضع حال آنها را اصلاح مى‏نمايد" (وَ يُصْلِحُ بالَهُمْ).آرامش روح و اطمينان خاطر و نشاط معنويت و روحانيت به آنها مى‏بخشد، و هماهنگ با صفا و معنويت فرشتگان الهى كه با آنها همدمند مى‏سازد.و در جوار رحمتش آنها را به ضيافت خويش دعوت مى‏كند.و آخرين موهبت اينكه:" آنها را در بهشت جاويدانش كه اوصافش را براى آنان بازگو كرده است وارد مى‏كند" (وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ).بعضى از مفسران گفته‏اند نه تنها اوصاف كلى بهشت برين و روضه رضوان را براى آنها بيان كرده بلكه اوصاف و نشانه‏هاى قصرهاى بهشتى آنها را نيز مشخص مى‏سازد به گونه‏اى كه وقتى وارد بهشت مى‏شوند يكسر به سوى قصرهاى خويش مى‏روند.بعضى نيز" عرفها" را از ماده" عرف" (بر وزن فكر) به معنى" عطر و بوى خوش" تفسير كرده‏اند، يعنى خداوند آنها را وارد بهشتى مى‏كند كه سراسر آن را براى ميهمانانش معطر ساخته.در باره مقام شهيدان روايات عجيبى در منابع اسلامى ديده مى‏شود كه حكايت از عظمت فوق العاده ارزش كار شهيدان مى‏كند.درحديثى امام على بن موسى الرضا (ع) او از پدرانش از رسول خدا (ص) چنين نقل مى‏كند:« أول من يدخل الجنة الشهيد في سبيل الله‏»؛ نخستين كسى كه داخل بهشت مى‏شود شهيد است.در حديثى از رسول خدا ص مى‏خوانيم:« فَوْقَ كُلِّ ذِي بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ »؛در برابر هر نيكى، نيكى بهترى وجود دارد تا به شهادت در راه خدا رسد كه برتر از آن چيزى متصور نيست.در حديث ديگرى ازهمان حضرت مى‏خوانيم:« مَا مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فِي سَبِيلِ اللَّه‏»؛هيچ قطره‏اى محبوبتر در پيشگاه خدا از قطره خونى كه در راه او ريخته مى‏شود.اهداف شهیداگر تاريخ اسلام را و رق زنيم مى‏بينيم، قسمت مهمى از افتخارات را شهيدان آفريده‏اند، و بخش عظيمى از خدمت را آنان كرده‏اند.نه تنها ديروز، امروز نيز فرهنگ سرنوشت‏ساز" شهادت" است كه لرزه بر اندام دشمنان مى‏افكند، و آنها را از نفوذ در دژهاى اسلام مايوس مى‏كند، و چه پر بركت است فرهنگ شهادت براى مسلمانان، و چه وحشتناك است براى دشمنان اسلام.ولى بدون شك" شهادت" يك" هدف" نيست، هدف پيروزى بر دشمن و پاسدارى از آئين حق است، اما اين پاسداران بايد آن قدر آماده باشند كه اگر در اين مسير ايثار خون نيز لازم شود از آن دريغ ندارند، و اين است معنى امت شهيدپرور، نه اينكه شهادت را به عنوان يك هدف طلب كنند. 

پاداش شهيدان‏ 

         در باره اهميت مقام شهيدان، سخن بسيار گفته شده و هر قوم و ملتى براى شهداى خود احترام خاصى قائل است ولى بدون اغراق، آن احترامى كه اسلام براى شهداى راه خدا قائل شده است بى نظير است، روايت زير نمونه روشنى از احترامى است كه اسلام براى شهداء قائل شده و در پرتو همين تعليمات بود كه يك جمعيت محدود عقب افتاده آن چنان قدرت و نيرو گرفتند كه بزرگترين امپراطوريهاى جهان را بزانو در آوردند.امام على بن موسى الرضا (ع) از امير مؤمنان على (ع) چنين نقل ميكند:هنگامى كه حضرت، مشغول خطبه بود و مردم را تشويق به جهاد ميكرد، جوانى برخاست و عرض كرد: اى امير مؤمنان! فضيلت جنگجويان در راه خدا را براى من تشريح كن امام در پاسخ فرمود: من بر مركب پيغمبر (ص) و پشت سر آن حضرت سوار بودم و از غزوه ذات السلاسل برمى‏گشتيم همين سؤالى را كه تو از من نمودى من از پيامبر (ص) كردم.پيامبر (ص) فرمود: هنگامى كه جنگجويان، تصميم بر شركت در ميدان جهاد ميگيرند خداوند آزادى از آتش دوزخ را براى آنها مقرر ميدارد.وهنگامى كه سلاح بر ميدارند و آماده ميدان ميشوند فرشتگان بوجود آنها افتخار ميكنند.وهنگامى كه همسر و فرزند و بستگان آنها با آنها خداحافظى ميكنند، از گناهان خود خارج مى‏شوند ... از اين موقع آنها هيچ كارى نميكنند مگر اينكه پاداش آن، مضاعف ميگردد و در برابر هر روز پاداش عبادت هزار عابد براى آنها نوشته ميشود ... و هنگامى كه با دشمنان روبرو مى‏شوند، مردم جهان، نميتوانند ميزان ثواب آنها را درك كنند.وهنگامى كه گام به ميدان براى نبرد بگذارند و نيزه‏ها و تيرها رد و بدل شود، و جنگ تن بتن شروع گردد، فرشتگان با پر و بال خود اطراف آنها را ميگيرند و از خدا تقاضا ميكنند كه در ميدان، ثابت قدم باشند، در اين هنگام منادى صدا ميزند« الْجَنَّةُ تَحْتَ ظِلَالِ السُّيُوفِ »؛ بهشت در سايه شمشيرها است، در اين هنگام ضربات دشمن بر پيكر شهيد، ساده‏تر و گواراتر از نوشيدن آب خنك در روز گرم تابستان است.و هنگامى كه شهيد از مركب فرو مى‏غلطد، هنوز به زمين نرسيده، حوريان بهشتى به استقبال او مى‏شتابند و نعمتهاى بزرگ معنوى و مادى كه خدا براى او فراهم ساخته است، براى او شرح ميدهند.و هنگامى كه شهيد بروى زمين قرار ميگيرد، زمين ميگويد: آفرين بر روح پاكيزه‏اى كه از بدن پاكيزه پرواز ميكند، بشارت باد بر تو«ْ فَإِنَّ لَكَ مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَر»؛نعمتهايى در انتظار تو است كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر قلب هيچ انسانى خطور نكرده است و خداوند مى‏فرمايد: من سرپرست بازماندگان اويم، هر كس آنها را خشنود كند مرا خشنود كرده است و هر كس آنها را بخشم آورد مرا بخشم آورده است .

حيات جاودانى شهيدان‏ 

          خداونددرقرآن کریم دررابطه باشهیدمی فرماید: « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» ؛ گمان مبریدآنانیکه درراه خداکشته شده9 اندمرده اندبلکه آنان زنده اندونزدپوردگارشان متنعمند(آل عمران- 169).در اينكه حيات و زندگى شهيدان چگونه است؟ در ميان مفسران گفتگو است، بدون شك ظاهر آيه اين است كه آنها داراى يك نوع حيات برزخى و روحانى هستند چرا كه جسمشان از هم متلاشى شده و به گفته امام صادق (ع) آن حيات با بدنى است مثالى (بدن مجرد از ماده معمولى. چنانکه درآیه «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»(مؤمنون/100) به آن اشاره شده است.بنابراین  شهيدان داراى حيات روحانى و برزخى هستندبا اين امتياز كه در قرب رحمت پروردگارند و متنعم به انواع نعمتهاى او مى‏باشند. 

شفاعت شهداء 

             رسول خدا(ص) فرمود:« يشفع يوم القيامة للأنبياء ثم الشهداء ثم العلماء ثم الشهداء»؛ روز قيامت نخست انبياء شفاعت مى‏كنند سپس علما، و بعد از آنها شهداء.روى همين جهت در آخر حديث مفصلى كه از امير مؤمنان (ع) از رسول خدا (ص) در باره مقام شهيدان نقل شده مى‏خوانيم: پيامبر (ص) سوگند ياد كرد:« فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ كَانَ الْأَنْبِيَاءُ عَلَى طَرِيقِهِمْ لَتَرَجَّلُوا لَهُمْ لِمَا يَرَوْنَ مِنْ بَهَائِهِمْ حَتَّى يَأْتُوا إِلَى مَوَائِدَ مِنَ الْجَوَاهِرِ فَيَقْعُدُونَ عَلَيْهَا وَ يَشْفَعُ الرَّجُلُ مِنْهُمْ سَبْعِينَ أَلْفاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ جِيرَتِه‏»‏؛سوگند به كسى كه جانم در دست او است كه وقتى شهيدان وارد عرصه محشر مى‏شوند اگر پيامبران در مسير آنها سوار بر مركب باشند پياده مى‏شوند، به خاطر نور و ابهت آنان.  وهر يك از آنها هفتاد هزار نفر را از خاندان و همسايگان خود شفاعت مى‏كند.[12]

منابع: [1] - بحارالانوار،ج1، ص176[2] - وسایل الشیعه ، ج15، ص55[3] - من لایحضره الفقیه ، ج4 ، ص380[4] - بحارالانوار، ج24 ،ص38[5] - نهج البلاغه ، ص281[6] - مجموعه ورام ،ج2 ،ص121[7] - الکافی ، ج5 ،ص53[8] - همان ، [9] - بحار ،ج33 ، ص457[10] - همان ، ج97 ، ص12[11] - روضةالواعظین ، ج1 ،ص11[12] - بحار ، ج97 ،ص12 

+ نوشته شده توسط موسی کاظم زاده در سه شنبه بیستم اسفند 1387 و ساعت 10:4 |

حرف دل

دفاع هشت ساله مردم میهنمان علیه تجاوزگران،یک نعمت بود.آنان آمده بودندتامیراث 1400ساله مان رایک شبه به غارت برند.جوانان این مرزوبوم باخون خودنهال نورس انقلاب راآبیاری کردند.تا آیندگان براین درخت تنومند تکیه زنندوبرخودوگذشتگان ببالند.اکنون ماییم جامانده ازقافله بزرگ شهیدان،که باخود هزاران هزارخاطره ازلحظه لحظه های زندگی بایاران رابه همراه داریم.وحاشاکه غفلت کنیم دربهره گیری ازآن حقایق وارزشهای بزرگ،یافراموشمان شودبازگویی وثبت وتحلیل آن لحظات خدایی.

اززمان ظهوراسلام درایران،بسیاربودند مردانی که به عشق اسلام،مردانه دربرابر خصم سینه سپر کرده ودرجبهه های اعتقادی ،فرهنگی،سیاسی ونظامی بادشمنان داخلی وخارجی جنگیدند وبرای نجات امت خداجو،درتاریخ حماسی ودفاعی ایران اسلامی افتخارآفریدند.اماحقیقت این است که تاریخ انقلاب اسلامی ودفاع مقدس،ازیک برجستگی خاص وویژه ای برخورداراست که این ویژگی راباید درممتاز بودن امام امت(ره) وامت باوفای امام جستجوکرد

سهم اصلی درمصاف بادشمن وناکامی او دربه شکست کشانیدن انقلاب وکشوررا امام خمینی (ره)به عهده داشتند وبه تبعیت ازایشان،فرزندان عاشق وفداکار دربین اقشارمختلف ،باسنین وهویت گوناگون،بودند که دررکاب حضرتش آن چنان حماسه آفریدند که درتاریخ به عنوان حماسه ای بس بزرگ وبه یادماندنی به ثبت رسید.سیمای دوست داشتنی و معصوم غواصان،قامت رعنا ورشید نیروهای اطلاعات وعملیات،تبسم شیرین وروحیه فداکاری تخریب چیان،ایثارگران مجاهد درگردانها وشخصیت مصمم وسازش ناپذیرفرماندهان جوان،همه وهمه تربیت شدگان دردامان امام راحل(ره)واسلام عزیز بودند هریک به نوبه خود حماسه های سترگ وجاودانی آفریدند.هرچند ترسیم وتفسیر آن حقایق برهمگان واجب وجایز ،امابه همان اندازه نیزدشواراست.

ازآنجایی که جنگ ما جنگ اسلام با کفربود وبه یقین فرماندهی جبهه های اسلام راحضرت بقیه الله الاعظم ونائبش-امام خمینی(ره)-به عهده داشتند.معنویت خاصی درآن حاکم بود.تا بدان آنجا که گردوغباردرجبهه،وعرق جبین رزمندگان ازهرزینت،آرایش وعطری دل انگیزتروخستگی آنان ازهرآسایشی فرحبخش تربود.جبهه های دفاع مقدس به فرهنگ جهاد،شهادت،شهامت،شجاعت،صبرواستواری دربرابرسختی ها،ایثاروفداکاری،عشق وعشق بازی درراه معبودومعشوق و... معنایی عینی بخشیدکه علت اثربخشی معنوی آن بایدهمواره به خوبی شناسایی،کشف وبه تفسیر کشانیده شود.

خداوندا؛ازیادمان مبرآن صحنه های خدایی راکه مارادرآن صحنه های بس دشوارآزمودی.

خداوندا؛توخودازحال ضعف وبیچارگی ماآگاهی،می دانی که ما بی دستگیری ذات مقدس تو ازدست دشمنی به این قوت وقدرت،که طمع به محوآثاروبرکات انبیاء عظام(ع) واولیاءوالامقام بسته،راه گریزی نداریم واگربارقه لطف ورحمت تونباشد مارااین دشمن قوی پنجه به خاک هلاکت افکند وبه تیغه ظلمت وشقاوت گرفتارکند.

خداوندا؛تورابه خاصان درگاهت ومحرمان بارگاهت قسم می دهم که از متحیران وادی ضلالت وافتادگان بیابان غوایت دستگیری فرما ومارااز غل وغش وشرک وشک پاک فرما.انک ولی الهدایه 

+ نوشته شده توسط موسی کاظم زاده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت 16:24 |

ناگفته‌هایی از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران   

آلن فریدمن (نویسنده و محقق امریكایی): «امریكا به پیشنهاد ویلیام كیسی (رئیس سیا)، تحویل بمب های خوشه ای به عراق را در اولویت قرار داد، زیرا این سلاح را مناسب ترین و كارآمد ترین سلاح برای در هم شكستن امواج انسانی مدافعان ایرانی می دانست.به اعتقاد او این بمب ها می توانست به یك قدرت تصاعدی واقعی و مؤثر علیه قوای ایرانی تبدیل شود. در واقع این بمبها از لحاظ تكنیكی جزء سلاح های متعارف محسوب می شوند اما در میدان نبرد همانند سلاح های نامتعارفی چون سلاح های شیمیایی میتوانند موجب كشتار وسیعی شوند.چنانچه این بمب ها درست عمل كنند می توانند در وسعتی به اندازه 10 برابر زمین فوتبال هر كسی را كشته یا مجروح كنند. عملاً این بمب ها چرخ گوشت های هوایی هستند و هر چیزی را در سر راه خود خرد می كنند.»جنگ ایران و عراق یكی از پیچیده ترین جنگهای جهان و منطقه بود و ما اكنون در شرایطی قرار گرفته‌ایم كه لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هایی از این جنگ منتشر می شود. بخشی از حقیقت، درون جنگ ماست و بخشی دیگر آن در دست 26 كشوری است كه چرخ های ماشین جنگی عراق را روغن می زدند. كه به گوشه‌هایی از ا اشاره می‌كنیم:

1)خواب و خیال دشمن در مورد ایران:

تا نیم ساعت دیگر كمر ایران خواهد شكست

وفیق السامرایی(مسئول بخش ایران در استخبارات عراق):«رأس ساعت 12 روز 22 سپتامبر 1980 (31 شهریور 1359) صدو نود و دو فروند هواپیمای جنگنده نیروی هوایی عراق، به طرف اهدافشان در خاك ایران به پرواز در آمدند. در همین لحظه فرمانده كل قوا، صدام حسین در حالی كه چفیه قرمز رنگ به سر داشت و نوار فشنگ به دور كمر خود بسته بود، بی آنكه درجات نظامی - اش را نصب كرده باشد، وارد اتاق عملیات شد.«عدنان خیر الله» وزیر دفاع به او چنین گفت:«سرور من! جوانها بیست دقیقه قبل به پرواز در آمدند» صدام به او پاسخ داد:« تا نیم ساعت دیگر كمر ایران خواهد شكست.»

2) كمكهای تسلیحات نظامی:

شوروی بزرگترین تأمین كننده نیازهای تسلیحاتی عراق

روزنامه القبس چاپ كویت:«شوروی یك پل هوایی برای حمل اسلحه و مهمات به عراق بر قرار كرده است.گورباچف با ارسال نامه ای به برخی سران عرب، به آنان اطمینان داده است كه شوروی اجازه نخواهد داد عراق در جنگ با ایران شكست بخورد.»«در نوامبر 1983 بین هزار تا هزار و دویست مشاور نظامی شوروی به عراق برگشتند و 400 فروند تانك55T و 250 فروند تانك12T به عراق داده شد و مقادیر عظیمی موشك گراد، فراگ 7،سام 9 و اسكادبی در راه بود. عراق تنها كشوری بود كه از بلوك شرق به موشك اسكادبی مجهز شد.»«در سال 1983 شوروی بار دیگر تحویل سلاح در حجم وسیع را به عراق از سر گرفت و تمامی تجهیزاتی را كه عراق در طی دو سال نخست جنگ با ایران در صحنه نبرد از دست داده بود جایگزین كرد.»چالز فیلیپ دیوید(نویسنده كتاب جنگ خلیج فارس توهم پیروزی):«شوروی با61% بزرگترین تأمین كننده نیازهای تسلیحاتی عراق است.»

انگلستان و ساخت شبكه پناهگاه های زیر زمینی برای صدام:

«در ژوئن 1982 صدام تصمیم گرفت برنامه پرهزینه ساخت شبكه پناهگاه های زیرزمینی را به اجرا بگذارد تا بتواند منابع استراتژیك خود را از خطر حملات هوایی مصون بدارد. بر این اساس شركت های انگلیسی طرحی را ارائه كردند كه به موجب آن برای 48 هزار سرباز پناهگاه امن ساخته می شد.هر پناهگاه تونل پولادین داشت و می توانست تا 1200 نفر را در خود جای دهد. یكی از آنها در كنار كاخ ریاست جمهوری بنا شده بود و پر از تجهیزات الكترونیكی، كامپیوتر،تله پرینت و شبكه های ارتباطی بود و دفتر صدام را با تمام نقاط عراق در تماس دائم قرار می داد. حفاظت از این پناهگاه به گونه ای بود كه اگر كسی به داخل آنها رخنه می كرد دوربین های ویدیوئی او را می دیدند و مسلسل های خودكار نصب شده بر روی دیوار ها بر سر و روی او گلوله می باریدند.در راستای همین همكاری ها شركت ماركنی انگلیس فرستنده های مایكروویو نظامی در اختیار عراق قرار داد و شركت راكال نیز متعهد شد تا كارخانه تولید پیشرفته ترین رادیوی نظامی جهانرا به نام جاگوار در عراق احداث نماید.»

مین های ضد نفر ایتالیایی

آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریكایی):«در یكی از پیچیده ترین خلاف كاری ها در رم، میلیون ها مین مرگ بار با استفاده از یك شركت قلابی در سنگاپور به عراق فرستاده شدند. عراق به كمك یكی از شعبات بانك «لاوورو» در شمال ایتالیا 9 میلیون مین ضد نفر به ارزش 25 میلیون دلار خریداری نمود. این مین ها ساخت شركت «والسلا» بود كه 50 درصد آن تحت مالكیت شركت فیات، گروه صنعتی بزرگ ایتالیا و تحت كنترل جیانی آنیلی 72 ساله بود كه امروزه نیز به عنوان پادشاه بدون تاج و تخت ایتالیا معروف است. برخی از مین هایی كه عراق دریافت نمود از نوع بسیار وحشتناكی است كه به راحتی می توان آنها را از هلی كوپتر پخش كرد یا به سادگی روی سطح بیابان انداخت. اگر كسی روی این مین ها پا می گذاشت پای قربانی تا مچ یا حتی ران پا قطع می شد.»

فرانسه و فروش جنگنده های میراژ

كنت تیرمن(محقق و نویسنده امریكایی):« در ژانویه 1981، تحویل 60 فروند میراژ1F مجهز به موشك كه ابتدا از سوی والری ژیسكاردستن معلق شده بود آغاز گشت. در ژوئیه همان سال فرانسه بنی صدر و مسعود رجوی را به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفت. رجوی، پاریس را به ستاد اپوزیسیون ایران تبدیل كرد. به دنبال خروج دیپلمات های فرانسه از تهران در سال 1982 فرانسه اقدام به تحویل 5 فروند هواپیمای سوپر اتاندارد مجهز به موشك های اگزوست به عراق كرد.»آلن فریدمن:«تحویل سلاح تقریباً به صورت روزمره ادامه داشت . یكی از پایگاه های ناتو كه در مركز فرانسه احداث شده بود به صورت مركز بارگیری آنتونوف های نیروی هوایی عراق در آمد. این هواپیماها روزانه به این فرودگاه می آمدند و موشك های ساخت فرانسه، بمب های خوشه ای، فیوز و تجهیزات رادار را با خود به عراق می بردند. سازمان های اطلاعاتی فرانسه در سال 1986 بر آورد كردند كه اگر سه هفته از ارسال كمك به عراق خودداری كند، آن كشور شكست خواهد خورد.»

خمپاره های دو زمانه فرانسه

كنت تیرمن(محقق و نویسنده امریكایی):«معامله 6/1 میلیارد دلاری طرح ولكان یكی از شیرین ترین معاملات فرانسه با عراق بود. 83 توپی كه موضوع قرارداد ولكان بود برای طیف وسیعی از مقاطعه كاران تسلیحاتی فرانسه درآمد تولید می كرد.درهمین راستا عراق از شركت فرانسوی TRT یك فیوز فوقالعاده پیشرفته و پیچیده خرید كه با نصب آن بر روی دماغه خمپاره ، موجب می شد تا خمپاره درست قبل از رسیدن به زمین منفجر شود. یكی از افراد ارتش فرانسه كه خمپاره اندازهای عراقی را در بیابانهای بصره آموزش می داد می گوید:«با یك بار آتش آنها هم? ایرانی ها را تا فاصله یك كیلومتری درو می كردند. همین سلاح بود كه جلوی امواج انسانی ایران را گرفت؛ درست مانند نبرد«وردن» در جنگ جهانی اول، آنها مدام آتش می كردند و ایرانی ها واقعا قتل عام می شدند.»

مصر كانالی برای فروش تسلیحات ناتو

آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریكایی):«در طول دهه 80 حسنی مبارك رئیس جمهور مصر حدود 5/3 میلیارد دلار موشك و تسلیحات به عراق فروخت كه صدام از پرداختن بهای آن امتناع كرد. در سال 1984 او با همكاران خود در دولت مصر به توافق رسید تا با عراق بر روی برنامه سری موشك های بالستیك دارای قابلیت هسته ای همكاری كند. این برنامه پروژه كندور 2 نام گرفت. مبارك در ملاقات خود با بوش در سال 1986،مصر را به كانالی برای صدور انواع گوناگون فناوری های موشكی ناتو كه شركت های پوشش اروپا به بغداد قاچاق می كردند تبدیل ساخت.»

بلژیك و ساخت پایگاه های نظامی برای عراق

«صدام در ژوئن 1982 قراردادی به ارزش 830 میلیون دلار با یك شركت بلژیكی به نام سیكسكو امضا كرد. هدف از این طرح پر هزینه كه به نام رمزی پروژه 505 خوانده می شد.آن بود كه برای جنگنده های پیشرفته عراقی 800 پناهگاه در عمق 50 متری زمین احداث گردد. سیكسكو كه از اعتبارات صادراتی دولت بلژیك استفاده می نمود طی 4 سال 17 پایگاه هوایی و چند مقر نظامی در عراق ایجاد نمود. میراژهای عراق در جریان جنگ با ایران از همین پناهگاه ها خارج می شدند و به پرواز در آمدند. از دیگر شركای صدام سایبترا كنسرسیوم بلژیكی بود كه با جدیت تمام روی پروژه های عكاشات و القائم كار می كرد و یكی از بزرگترین كارخانه های آزمایشی و تولید فسفات جهان را در این دو منطقه بنا نمود.» 

3) كمكهای هسته ای و سلاحهای غیر متعارف:

همكاری های هسته ای برزیل

كنت تیمرمن(محقق و نویسنده امریكایی):«در همان حال كه فرانسه مشغول تكمیل راكتورهای هسته ای در عراق بود، صدام با برزیل قرار داد 10 ساله همكاری هسته ای امضا كرد. این قرارداد كه در سال 1972 بسته شد به قدری محرمانه بود كه دولت بعدی برزیل مدعی شد از محتوای آن بی خبر بوده است. در یكی از تبصره های قرارداد كه به درخواست صدام گنجانده شده بود، برزیل متعهد می شد مقادیر زیادی اورانیوم طبیعی و غنی شده با درصد كم ، تكنولوژی هسته ای، تجهیزات و آموزش مربوطه را در اختیار عراق قرار دهد.»

فرانسه و اعطای یك بمب اتمی به عراق

وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق):«كمكهای خارجی فرانسه به عراق به جایی رسید كه فرستاده آنها به بغداد آمد وبا وزیر دفاع وقت،عدنان خیر الله ملاقات نمود و به او گفت:«فرانسه به طور جدی زمینه اعطای یك بمب اتمی به عراق را بررسی می نماید. می توان برای مجبور كردن ایران به توقف جنگ این بمب را به هدف مشخصی پرتاب كرد.»من تا سال 1984 نسخه ای از این گزارش را كه با امضای وزیر دفاع برای صدام ارسال شده بود،در یك صندوق ویژه نگهداری می كردم.»حسین كامل (رئیس صنایع دفاع عراق)در این خصوص می گوید:«واقعیت این است كه تلاش ما ساختن بمب اتم بود. منتها با قدرت كم. به این خاطر اگر موفق به پیروزی در جنگ نشدیم آن را علیه ایران به كار ببریم. صدام سال 1990 را برای استفاده از بمب اتم در منطقه جنوبی جنگ تعیین كرده بود. آن روز تنها چیزی كه برای صدام اهمیت داشت به پایان رساندن ساخت بمب اتم و استفاده از آن علیه ایران بود.»

بمب خوشه ای كارآمد ترین سلاح برای درهم شكستن امواج انسانی

آلن فریدمن(نویسنده و محقق امریكایی):«امریكا به پیشنهاد ویلیام كیسی (رئیس سیا)،تحویل بمب های خوشه ای به عراق را در اولویت قرار داد زیرا این سلاح را مناسب ترین و كارآمد ترین سلاح برای در هم شكستن امواج انسانی مدافعان ایرانی می دانست.به اعتقاد او این بمب ها میتوانست به یك قدرت تصاعدی واقعی و مؤثر علیه قوای ایرانی تبدیل شود. در واقع این بمبها از لحاظ تكنیكی جزء سلاح های متعارف محسوب می شوند اما در میدان نبرد همانند سلاح های نامتعارفی چون سلاح های شیمیایی می توانند موجب كشتار وسیعی شوند. چنانچه این بمب ها درست عمل كنند می توانند در وسعتی به اندازه 10 برابر زمین فوتبال هر كسی را كشته یا مجروح كنند. عملاً این بمب ها چرخ گوشت های هوایی هستند و هر چیزی را در سر راه خود خرد می كنند.»آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریكایی):«كارلوس كاردوئن رئیس صنایع كاردوئن، به تدریج منافع سرشاری از فناوری بمب خوشه ای و تشویق مقامات ارشد شیلی برای ارسال آن به عراق به دست آورد. او تا آن زمان بمب های خوشه ای به ارزش نیم میلیارد دلار از طریق شیلی به عراق فروخته بود...و به وی اجازه داده شده بود كه مقدار زیادی ماده زیركونیوم را از ایالات متحده وارد كند . این ماده از مواد اصلی تشكیل دهنده بمبهای كوچكی بود كه در داخل بمب خوشه ای قرار داده می شد. او به دلایل متعددی از صدام و پینوشه (رئیس جمهور دیكتاتور شیلی)سپاس گذار بود، چرا كه صدام بهترین مشتری او بود كه در رؤیاهایش می توانست داشته باشد و پینوشه با توسعه تسلیحاتی شیلی او را به نوعی ثروتمند ساخته بود.»

4) كمكهای اطلاعاتی:

پیوند ماهواره ای امریكا و عراق

كنت تیمرمن محقق و نویسنده امریكایی:«پیوند ماهواره ای در صدر موافقت های بلند مدت عراق و آمریكا بود در مورد تحركات نیروی هوایی ایران نیز اطلاعات با ارزشی در اختیار ارتش عراق قرار می گرفت، این اطلاعات را آواكسهای آمریكایی مستقر در ریاض، به كمك پرسنل آمریكایی از منطقه نبرد جمع آوری می كردند در همین راستا مجتمع پیشرفته و پر هزینه ای در بغداد ساخته شد تا اطلاعات مستقیماً از ماهواره دریافت شده و پردازش بهتری از اطلاعات بر روی عكس ها صورت پذیرد.»سر لشكر وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق):«این عكسها به گونه ای بود كه ما به راحتی می توانستیم تصاویر سربازانی كه در پادگان های ایران در حال آموزش هستند را مشاهده كنیم، حتی كسی كه در رژه، دست و پایش را به اشتباه حركت می داد در این عكس ها مشخص بود . هنگامی كه كارخانه های سیمان را بررسی می كردیم ، تعداد كیسه هایی كه در روی كامیون ها قرار داشت را به راحتی شمارش می كردیم، در عین حال ماهواره ها نتایج حملات هوایی و موشكی را نیز گزارش می دادند.»

زمامداران عربستان و دادن گزارشهای محرمانه ایران به عراق

مجله ژون آفریك مورخ 9 ژوئن 1982:«زمامداران عربستان درست یك ماه مانده به شروع جنگ، هنگام استقبال از صدام به وی هدیه شاهانه ای دادند و آن گزارشی بود كه از سوی دستگاه های سری امریكا تهیه شده بود و در آن اوضاع اقتصادی، اجتماعی و نظامی ایران تشریح شده بود. علاوه بر آن اطلاعات دقیقی درباره وضعیت ارتش ایران، تعداد نفرات آن، مواضع و تجهیزات قابل بهره برداری آن و اطلاعات مختلف دیگر كه بسیار محرمانه بود به او منعكس كردند. خلاصه آنكه یك نقشه كامل تهاجم تهیه شده بود.»

دراختیار قرار دادن امكانات شناسایی

بر اساس عملیات سیاه رادیو های كد گذاری شده ای دراختیار خلبانان عراقی قرار داده شد تا آنها امكان ارتباط با افسران مستقر در كشتی های امریكایی در خلیج فارس را داشته باشند. یك افسر بازنشسته در این رابطه گفت:«هدف این بود كه هواپیما های عراقی بر فراز خلیج فارس بتوانند با افسران ما تماس بگیرند. این روابط روزانه باعث شد تا هواپیماهای عراقی بتوانند نفت كش ها و كشتی های تجاری به مقصد ایران را شناسایی كنند و این امر كمك زیادی به عراقی ها در انتخاب اهدافشان می كرد.»

5)كمكهای نیروی انسانی:

«سودان در اواسط دی ماه 61 صدها تن از سربازان ارتش خود را به جبهه های جنگ علیه ایران اعزام نمود. همچنین بدستور جعفر نِمیری رئیس جمهور سودان در شهر خارطوم پایتخت این كشور و پاره ای از شهرهای دیگر دفاتری جهت ثبت نام برای اعزام نیرو به جبهه های جنگ علیه ایران دائر گردیده است. جعفر نمیری در مصاحبه با مجله الیوسف چاپ قاهره اذعان می دارد كه اعزام نیرو به عراق طبق تصمیمات كنفرانس سران عرب صورت گرفته است.»سر لشكر وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق):«در جهت كمك به عراق، یمن تیپ پیاده العروبه را به عراق فرستاده بود. اردن نیز نیروی الیرموك را به عراق گسیل داشت و سودان داوطلبانی را اعزام داشت كه در جبهه شرقی رودخانه میسان در خط مقدم جبهه فعالیت می كردند.»

6)كمكهای مالی:

پول، نفت و خاك كویت در خدمت صدام

دكتر «فواص بدر»، اقتصاد دان مستقل كویتی:«كویت در جریان جنگ عراق علیه ایران قریب به 15 میلیون دلار پول نقد به عنوان وام بلاعوض در اختیار بغداد قرار داده است و این جدا از نفتی بود كه كویت برای عراق صادر می كرد.»«افسران نیروی هوایی كویت اذعان كردند كه نیروی هوایی عراق از پایگاه هوایی علی السام كویت در طول جنگ به كرات استفاده می كرده است. این پایگاه چون در رأس خلیج قرار داشت راه عراق را برای هدف قرار دادن سكوهای نفتی خارك 200 كیلومتر كوتاه تر می كرد و این امر به خلبانان عراقی كمك شایانی می نمود.»

7)كمكهای شیمیایی:

مقام نخست آلمان در توسعه تسلیحات شیمیایی عراق

تیمر من محقق و نویسنده امریكایی:«شركت آلمانی كارل كولمب سر انجام 6 خط تولید سلاح شیمیایی جداگانه به نام احمد، محمد،عیسی،عانی،مدای و قاضی در مجتمع سامره ایجاد كرد.اولین آنها در سال 1983 و آخرینشان در سال 1986 تكمیل شدند. از گاز خردل و اسید پروسیك تا گازهای عصبی سارین و تابون در این كارخانه تولید می شدند و در خمپاره ها، راكتها و گلوله های توپ جاسازی می شدند. بی تردید این بزرگترین كارخانه سلاح شیمیایی در جهان بود.»رادیو بی بی سی به نقل از مجله اشپیگل:«هیچ كشوری به اندازه آلمان چنین كمك تحقیقاتی و تولیدی به عراق در تهیه یك نوع سلاح كشنده و تعیین كننده نكرده است.»

سوئیس و ساخت كارخانه فرآوری اورانیوم

كنت تیمرمن (محقق و نویسنده امریكایی):«عراقیها یك شركت سوئیسی به نام شركت مهندسی آلسا الو سوئیس را اجیر كردند تا كار بر روی پروژه اورانیوم را آغاز كند... در طول پروژه كاركنان شركت با هیچ كس تماس نداشتند و طرح آنها در كمال خفا انجام می گردید. بعدها معلوم شد كه این شركت واحد تولیدی خاصی دركارخانه القائم عراق ایجاد كرده تا به استخراج نمك های فلوئور و از جمله فلوئورآمونیم از اسید فسفریك مایع بپردازد. آن طور كه كار پیش می رفت القائم به صورت پروژه ای كلیدی در تولید سلاح هسته ای عراق در می آمد و این علاوه بر هزینه اولیه پروژه یعنی تولید مقادیر عظیم مواد شیمیایی برای استفاده در سلاح مرگبار گاز سمی بود.»

كمك های شیمیایی و بیولوژیك امریكا به عراق

شبكه تلویزیونیABC امریكا:«صدام حسین از یك شركت امریكایی به نام «آل كولاك»در باتیمور بیش از 500 تن ماده شیمیایی به نام«فیودی گلیكول» خریداری نمود كه این ماده به گونه ای بود كه در صورت مخلوط شدن با اسید كلریدریك به گاز خردل تبدیل می گردید.»«بنابر گزارشی، شركتهای خصوصی امریكا در دهه 80 با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگانی امریكا نمونه هایی از مواد بیولوژیكی و میكروبی را به عراق صادر كرده اند كه این مواد از نوع ضعیف شده نبوده و قادر به تولید مثل بوده اند. در میان آنها میكروب سیاه زخم، طاعون و همچنین یك باكتری سمی به نام «ستریدیوم باتولینی» به چشم می خورد.»

كشف دخالت اسپانیا در تولید سلاح های شیمیایی عراق

«در یكی از عكسهایی كه در مجله تایم به چاپ رسید و شهرت بسیاری كسب كرد، هیأت سازمان ملل و روزنامه نگاران غربی با ماسك ضد گاز در حال بررسی یكی از بمب های شیمیایی كارنكرد?عراقی بودند . اگر فیوز الكتریكی آن عمل كرده بود این بمب هم مثل بقیه منفجر می شد. به هر حال مأموران سازمان ملل علائمی از روی بمب پیدا كردند و با رد یابی قضیه معلوم شد كه جداره بمب ساخت كشور اسپانیا بوده است. فیوزها نیز ساخت یك شركت اسپانیایی بودند. اگر فیوزها بی عیب و نقص بود و تمام بمب ها در جبهه نبرد منفجر می شد كشف دخالت دولت اسپانیا در برنامه تولید سلاح های شیمیایی عراق چندان آسان به نظر نمی رسید.»

8) كاهش قیمت نفت و قطع صدور نفت ایران:

گری سیك(مشاور امنیت ملی كاخ سفید):«تا موقعی كه نفت ایران صادر می شود، جنگ ادامه خواهد یافت. بنابراین باید جریان صدور نفت ایران را قطع كرد.»ویلیام فایر،نظریه پرداز غربی:«ما با ایران چه كنیم؟هرچه پول در رگهای عراق تزریق شد، نتیجه نداده است. اگر عراق از دست برود، فردا كویت و پس فردا هم سعودی نیز خواهد رفت. تنها یك روزنه ی امید هست. با سقوط قیمت نفت ایران بر شكست می شود و ماشین جنگی آن از كار می افتد. شاید این درمان كارگر شد و این آخرین شانس ماست.»

9) كمكهای مجامع بین المللی:

نامه وزارت خارجه امریكا به هیأت نمایندگی دفتر اروپایی سازمان ملل، 14 مارس 1984

«وزارت خارجه به نماینده امریكا در سازمان ملل دستور می دهد كه حمایت سایر هیأت های نمایندگی غربی در سازمان ملل را جلب نمایندتا در مورد پیش نویس قطعنامه ایران كه استفاده عراق از جنگ افزار شیمیایی را محكوم می كند"رأی ممتنه" دهند . در غیر این صورت، ایالات متحده جریان این قطعنامه را متوقف سازد.»ریچارد مورفی:«تا زمانیكه عراق از سلاح شیمیایی در دفاع از خاك خود و در مقیاس محدود استفاده می كند توسلش به این سلاح "قابل درك" می باشد.»روزنامه لس آنجلس تایمز:«تا آن زمانی كه تنها ایرانیان قربانی حملات شیمیایی بودند چه در سازمان ملل و چه در پایتخت های كشور های بزرگ جهان عملاً عزم و اراده سیاسی كافی برای محكوم كردن اینگونه اقدامات وجود نداشت.»

و اما اعترافات دشمنان در مورد امام و ایران:

هراس غرب از رهبری امام خمینی(ره)

كنت دامارانش (رئیس سابق سازمان جاسوسی فرانسه):«ایران یكی از قدرت های واقعی منطقه است كه دارای ذخایر عظیم نفت در قلمرو وسیع و پرجمعیت خود می باشد؛هزاران سال است كه این امپراطوری به عنوان قدرت مسلط كل منطقه شناخته شده است. اكنون در زمان آیت الله خمینی این قدرت چند برابر شده است.»

روحیه جسارت و شهامت نیروهای ایرانی

كنت دمارانش:«ایرانی ها افراد سرسخت خاورمیانه اند كه وقتی دارای احساسات مذهبی می شوند ، دوبرابر خطرناك می شوند. اكنون شناخت، مطالعه و نبرد با آنها در سطوح مختلف، بیشتر از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در حال حاظر ایرانیان شیعه به خوبی برای مبارزه، كه همیشه بخش جدایی ناپذیر تاریخ، فرهنگ و مذهب آنها بوده است ، آماده شده اند.»«در اردوگاه های اسرای ایرانی افرادی را دیدیم كه قاطعانه برای فدا كردن جان خود در راه اعتقاداتشان آمادگی داشتند. آن منظره منادی جنگ جهانی چهارم بود كه ما فقط درك نا مشخصی از آن در ذهن داریم. اعتقادات مذهبی این افراد برای سوق دادن آنها به سوی انجام كارهایی كه به طرزغیر قابل باوری سخت بودند، نقش بسزایی داشته است.»خبرگزاری فرانسه -3/1/1363: «تاكتیكهای نظامی ایران از نظر جسارت و شهامت ، در تاریخ مورد استفاده قرار خواهد گرفت.»

منابع:1- جنگ جهانی چهارم، دیپلماسی و جاسوسی در عصر خشونت2- كنت دمارانش،دیوید ای، اندلمن/سهیلا كیانتاژ/اطلاعات3- كسوف،آخرین روزهای ۴ مارك پری/غلامحسین صالحیار/اطلاعات5- سیاست امریكا در قبال ایران طی دوره جنگ تحمیلی6- مجتبی تهامی، گل محمد بهمنی، فتح الله رسولی/وزارت امور خارجه7- آغاز تا پایان جنگ(سالنمای تحلیلی)8- محمد درودیان/مركز مطالعات و تحقیقات جنگ9- رویارویی استراتژی ها10- حسن اردستانی/دوره عالی جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی11- ریشه های تهاجم(علل و زمینه های شروع جنگ)12- فرهاد درویشی و گروه نویسندگان/مركز مطالعات و تحقیقات جنگ13- امریكا و بر اندازی جمهوری اسلامی ایران14- كامران غضنفری/نشركیا15- جنگ از نگاهی دیگر(بررسی تحولات سیاسی - اجتماعی)16- محمد مهدی بهداروند. احمد سوداگر/مؤسسه فرهنگی خادم الرضا علیه السلام18- سوداگری مرگ19- كنت ار تیرمن/احمد تدین/مؤسسه خدمات فرهنگی رسا20- ما اعتراف می كنیم21- محسن صفی/حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی22- ویرانی دروازه شرقی23- وفیق السامرایی/عدنان قارونی/مركز فرهنگی سپاه24- دعاوی ایران25- آلن فریدمن/گروه مترجمان/مركز مطالعات و تحقیقات جنگ26- جنگ ایران و عراق27- ابوغزاله/ناددر نوروز شاد/مركز مطالعات و تحقیقات جنگ 

+ نوشته شده توسط موسی کاظم زاده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 10:11 |
تشييع پیکرشهيدای گمنام

+ نوشته شده توسط موسی کاظم زاده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:34 |
روز شمار اجمالی جنگ هشت ساله ایران و عراق از بعد نظامی- عملیاتی

مجموعه زیر روز شمار اجمالی جنگ هشت ساله ایران و عراق از بعد نظامی- عملیاتی است. در این مجموعه ضمن رعایت ترتیب تاریخی عملیات نیروی خودی و دشمن تلاش شده است تا عملیات برجسته طرفین به اختصار تشریح گردد تابیشتر با فراز و نشیبهای جنگ تحمیلی و نحوه عمل ارتش عراق و رزمندگان اسلام آشنا شویم.

آغاز جنگ- 1359
در سی و یکم شهریور 1359 در شرایطی که اقدامات متعدد امپراطوری آمریکا جهت براندازی نظام نوپای انقلاب اسلامی یکی پس از دیگری با شکست مواجه می شد، رژیم جنگ طلب و توسعه طلب عراق با حمایت آمریکا، اروپا و اکثر کشورهای عربی مرزهای جمهوری اسلامی ایران را مورد حمله نظامی قرارداد و بطور همزمان نیروی هوایی این کشور در یک تهاجم گسترده مناطق استراتژیک از جمله فرودگاه تهران را بمباران کرد و به دنبال آن جنگ تحمیلی رسماً آغاز گردید. با شروع جنگ جمهوری اسلامی ایران کاملاً غافلگیر شد. زیرا از یک طرف ارتش بخاطر اعدام، تصفیه و فرار سران فاسد خود فاقد کمترین کارایی بود. از طرف دیگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز هنوز در بدو شکل گیری بوده و توان محدودش نیز در درگیریهای داخلی در کردستان، گنبد، جریان خلق عرب و …شدیداً تحلیل رفته بود. بنابراین ایران فاقد یک سازمان نظامی توانمند برای مقابله با ماشین جنگی عراق بود. از این میان دو عامل اساسی مانع فروپاشی نظام سیاسی کشور گردید.
کنترل اوضاع توسط حضرت امام(ره) و سیل روز افزون مردم در صحنه سیاسی کشور و گسیل آنها به جبهه ها، سازمان یافتن نسبی مردم و بسیج عمومی سبب آغاز حملات ایذایی و چریکی گردید و توانست مانع پیشروی ماشین جنگی عراق گردد و پس از آن بتدریج انسجام عملیاتهای محدود مورد نظر واقع شد. عراق نیز در این مقطع پس از ناکامی در تصرف خوزستان با اتخاذ استراتژی دفاعی در جنگ زمینی و افزایش فشار بر روی شهروندان از طریق جنگ شهرها سعی نمود در کوتاهترین زمان ممکن دولت ر اتسلیم نموده و وادار به مذاکره نماید، لیکن موضع سازش ناپذیر امام خمینی(ره) و وفاداری و پشتیبانی مردم از معظم له پاسخ کوبنده ای به تحرکات ایذائی بود حدودآً 18 عملیات بصورت کلاسیک و در دوره بنی صدر انجام شد که هیچگونه موفقیتی دربر نداشت. در مطالبی که متعاقباً می آید اقدامات انجام شده طرفین بررسی خواهد شد.

31/6/1359
آغاز تهاجم همه جانبه عراق به جمهوری اسلامی ایران که از سه جبهه جنوب، میانی و شمال انجام شد. ارتش عراق در جبهه تهاجم خود را از پنج محور آغاز کرد:
1 - محور شلمچه برای تصرف خرمشهر و آبادان.
2 - محور کوشک به طرف اهواز.
3 - محور طلائیه به سمت هویزه.
4 - محور چزابه به طرف بستان، سوسنگرد و اهواز.
5 - محور فلکه به سمت شوش، دزفول و دهلران.
6 - در جبهه میانی نیروهای دشمن از چهار محور وارد عمل شدند.
7 - محور مهران.
8 - محور مندلی به سمت ارتفاعات سومار و نفت شهر.
9 - محور خسروی- قصر شیرین.
10 - محور سلیمانیه- پنجوین جهت تصرف ارتفاعات مریوان و بانه.
در جبهه شمالی از محور ازگله به بالا ابتکار عمل در دست نیروهای محلی و ضد انقلاب داخلی قرار داشت و عراق در نقش پشتیبانی عمل می کرد.
در فاصله آغاز جنگ (31/6/59) تا (26/12/59) عملیاتهای محدودی از سوی نیروهای خودی انجام شد که به ترتیب ذکر می شود.
13/7/59 _ عملیات مشترک سپاه و ارتش در منطقه موسیان.
23/7/59 _ حرکت محدود ارتش در منطقه دزفول.
15/8/59 _ شبیخون غیور اصلی توسط سپاه در منطقه حمیدیه.
14/10/59 _ حرکت محدود سپاه در تنگ حاجیان.
15/10/59 _ عملیات ارتش هویزه.
19/10/59 _ عملیات محدود سپاه و ارتش در میمک.
19/10/59 _ عملیات مشترک سپاه و ارتش در محور آبادان.
20/10/59 _ عملیات محدود نصر در محور ماهشهر توسط سپاه و ارتش.
12/11/59 _ عملیات ارتش در ارتفاعات زیل.
18/11/59 _ عملیات سپاه در منطقه سوسنگرد.
21/11/59 _ عملیات محدود در منطقه دهلاویه توسط سپاه.
26/11/59 _ حرکت محدود سپاه در ارتفاعات زیل.
26/11/59 _ عملیات در محور میمک.
24/12/59 _ عملیات محدود سپاه در سرپل ذهاب.
24/12/59 _ عملیات سپاه در گیلان غرب.
26/12/59 _ عملیات حضرت مهدی در محور سوسنگرد توسط سپاه.

منبع:ساجد

+ نوشته شده توسط موسی کاظم زاده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 16:35 |
هزار صلوات، براى شهادت

ـ اگه بردم نفرى هزار صلوات …!حرف هايش را جدى نمى گيرند. يكى طعنه مى زند: گوش شو مى كشم، با خودم مى يارمش … برو بابا، دلت خوشه!ساعتى بعد، از خاكريز بالا مى آيد. لبخند بر لب و گوش فرمانده عراقى در دست.همه شرط را مى بازند. هزار صلوات، براى شهادتش!

+ نوشته شده توسط موسی کاظم زاده در شنبه دهم اسفند 1387 و ساعت 9:51 |

شهیدراه شهید

جنگ به شدت ادامه داشت.شهرهابمباران می شد.روستای ماپنگاهی برای شهرنشینان شده بود...شب چله بود. پسرجوان روستایی دراتاقی ،بقرار وتنهابود...روبه ساعت می کند .ساعت ازنیمه های شب گذشته بود.ازپنجره به حیاط می نگرد.برف لباس سپیدش را به همه جا گسترانیده بود.بادچنگ می انداخت.درختان کهن به جان یکدیگر افتاده بودند.ازکوه های اطراف روستا صدای زوزه گرگها که از شدت سرما زجر می کشیدند به گوش می رسید...تنهایی کلافه اش کرده بود.توی رختخواب دراز می کشدورادیوراباز می کند.گوینده ازعملیات بدر رزمندگان می گوید.به یاد نادر می افتد که قرار گذاشته بودند باهم به جبهه بروند.نادرچند ماهی است به جبهه رفته است.به یاد این روزها بود که خوابش می برد...درخواب نادر را می بیندکه شهید می شود واز او می خواهد راه اورا ادامه دهد...باد به شدت پنجره را می کوبدوازخواب بیدار می شود.به طرف دبه آب می رود.آب ازشدت سرمایخ بسته است...دوباره به یادخواب نادر می افتد که او همچون امام حسین (ع) ویاران او تشنه لب شهید می شود...

یک ماه نگذشته بود که نادر شهید می شود...بعد از گذشت چند هفته ازشهادت نادر او هم تصمیم می گیرد که به جبهه برود ورا ه اوراادامه دهد...بعدازیک هفته او نیز شهید می شودودر وصیتنامه خود می نویسد"من هم مثل دوستم نادر تشنه لب شهید شدم تاراه امام حسین (ع) ادامه داشته باشد."

+ نوشته شده توسط موسی کاظم زاده در شنبه دهم اسفند 1387 و ساعت 9:32 |

سوم اسفندماه سالروز شهادت حمید باکری قائم مقام فرماندهی لشگر31عاشورا در سال 1362

در آذر سال 1334 در شهرستان اروميه چشم به جهان گشود . در سنين كودكي مادرش را از دست داد و دوران دبستان و سيكل و اول دبيرستان را در كارخانه قند اروميه و بقيه تحصيلاتش را در دبيرستان فردوسي اروميه به پايان رساند. بعلت شهادت برادر بزرگش علي كه بدست رژيم خونخوار شاهنشاهي انجام شده بود با مسائل سياسي و فساد دستگاه آشنا شد .بعد از پايان دوران خدمت سربازي در شهر تبريز با برادرش مهدي فعاليت موثر خود را عليه رژيم آغاز كرد و خود سازي و تزكيه نفس شهيد نيز بيشتر از اين دوران به بعد بوده است .
در سال 1355 ظاهراُ بعنوان تحصيل به خارج از كشور سفر مي‌كند ، ابتداء به تركيه و از تركيه جهت گذراندن دوره چريكي عازم سوريه ميشود و بعد به آلمان رفته و در دانشگاه اسم نويسي كرده و فقط يك هفته در كلاس درس حاضر ميشود و با هجرت امام«مد ظله العالي»به پاريس عازم پاريس ميشود و از آنجا هم جهت آوردن اسلحه به سوريه مي‌رود و با پيروزي انقلاب اسلامي به ايران مراجعت، جهت پاسداري از دستاوردهاي انقلاب اسلامي در مراكز نظامي مشغول فعاليت مي‌شود و با تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در سال 57 به عضويت سپاه درآمده و به عنوان فرمانده عمليات با عناصر دست‌نشانده امپرياليسم شرق و غرب كه در گروهكها و احزابي كه بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب شروع به فعاليت كرده بودند به مبارزه مي‌پردازد .
در عمليات پاكسازي منطقه سرو و آزادسازي مهاباد ، پيرانشهر و بانه نقش مهم و اساسي داشته و در آزاد سازي سنندج با همكاري فرمانده عملياتي منطقه با استفاده از طرحهاي چريكي كمر ضد انقلاب وابسته و ملحد را در منطقه شكسته و باعث گرديد كه سنندج پس از مدتها آزاد گردد .
شهيد با فرمان امام مبني بر تشكيل ارتش بيست ميليوني مسئول تشكيل و سازماندهي بسيج اروميه شد ودر اين مورد نقش فعالانه و موثري ايفا نمود . هميشه از بسيجي‌ ها و از قدرت الهي آنها سخن مي گفت . با شروع جنگ تحميلي جهت مبارزه با بعثيون كافر به جبهه آبادان شتافت و دو ماه بعد مراجعت نمود .
مدتي در شهرداري بصورت افتخاري در سمت مسئول بازرسي مشغول خدمت گرديد و چون كار اداري نتوانست روح  بزرگ او را آرام كند مجدداً عازم جبهه آبادان شد و فرماندهي خط مقدم ايستگاه 7 آبادان را بعهده گرفته و به سازماندهي نيروهاي مردمي پرداخت . وي در زمره خاطراتش كه از بسيجي ها صحبت مي‌كرد مي‌گفت كه دو سه تا نوجوان بودند هر هر قدر اصرار كرديم كه پشت جبهه كار كنند قبول نكردند و شروع كردند به گريه كردن كه بايد ما در خط مقدم باشيم و مي‌گفت :  اينها به انسان نيرو مي دهند و باعث تقويت ايمان در آدمي مي‌شوند .
بعد از بازگشت مرتب از مزاياي جنگ كه بقول امام اين جنگ يك نعمت است كه فرزندان  اين مملكت را الهي كرده و آنها را از زندگي دنيايي به معنويت كشانده است . حميد براي مدتي از سوي جهاد سازندگي مسئوليت پاكسازي مناطق آزاد شده كردنشين در منطقه سرو را عهده دار گرديد كه در آن شرايط كمتر كسي مي‌توانست چنان مسئوليتي را بپذيرد . سپس بعنوان مسئول كميته برنامه ريزي جهاد استان تعييين شد و چون در هر حال جنگ را مسئله اصلي مي‌دانست و مي‌انديشيد كه در جبهه مفيدتر است حضور دائمي‌اش را در جبهه هاي نبرد با صدام متجاوز از عمليات فتح‌المبين شروع نمود ، در عمليات بيت‌المقدس فرمانده گردان تيپ نجف اشرف بود و با تلاشي كه نمود نقش موثري در گشودن دژهاي مستحكم صداميان در ورود به خرمشهر را داشت و بالا‌خره با لشكر اسلام پيروزمندانه وارد خرمشهر شد و بعد از عمليات رمضان براي فعاليت دائمي در سپاه پاسدارن مصمم گرديد .
در عمليات موفقيت‌آميز «مسلم‌بن‌عقيل» بعنوان مسئول خط تيپ عاشورا استقامتش در ارتفاعات سومار يادآور صبوري و شجاعت ياران امام حسين (ع) بود كه چندين بار خودش در جنگ تن به تن و پرتاب نارنجك دستي به صداميان شركت نمود و از ناحيه دست مجروح شد و بر حسب شايستگي كه كسب نمود از طرف فرماندهي كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به عنوان فرمانده تيپ حضرت ابو‌الفضل (ع) منصوب گرديد .
بعد از عمليات والفجر مقدماتي بعنوان معاون لشكر 31 عاشورا راه مولايش حسين بن علي (ع)را ادامه داد استقامت و تدابيرش در مقابل صداميان هميشه براي يارانش الگو بود شركت در عملياتهاي والفجر 1 و2 و4 از افتخاراتش بود كه هميشه دوش بدوش برادران رزمنده بسيجي‌اش در خطوط اول حمله شركت داشت و با خونسردي زيادي كه داشت هميشه فرماندهان زير دستش را به استقامت و تحمل شدايد صحنه هاي نبرد ترغيب مينمود و به آنها ياد مي‌داد كه چگونه با دست خالي از امكانات مادي در مقابل دشمن كه سراپا پوشيده از زره و پيشرفته ترين امكانات جنگي عصر حاضر مي‌باشد فقط بااتكاء به ايمان و روش حسيني بايد جنگيد .
در والفجر يك از ناحيه پا و پشت زخمي و بستري گشت كه پايش را از ناحيه زانو عمل جراحي كردند . اطرافيانش متوجه بودند كه از درد پا در رنج است ولي هيچوقت اين را به زبان نياورد و بالا‌خره در عمليات فاتحانه خيبر با اولين گروه پيشتاز كه قبل از شروع عمليات بايستي مخفيانه در عمق دشمن پياده مي‌شدند و مراكز حساس نظامي را به تصرف در مي‌آوردند و كنترل منطقه را در دست مي‌داشتند عاعزم گرديد و در ساعت 11 شب چهارشنبه 3 اسفند 62 شروع عمليات خيبر بود كه با بي سيم خبر تصرف پل مجنون (كه به افتخارش پل حميد ناميده شد)در عمق 60 كيلومتري عراق را اطلاع داد . پلي كه با تصرف كردن آن دشمن متجاوز قادر نشد نيروههاي موجود در جزاير را فراري دهد و يا نيروي كمكي براي آنها بفرستد در نتيجه تمام نيروههايش در جزاير كشته يا اسير شدند و اين عمل قهرمانانه فرمانده و بسيجي‌هاي شجاعش ضمانتي در موفقيت اين قسمت از عمليات بود و عاقبت با دو روز جنگ شجاعانه در مقابل انبوه نيروههاي زرهي دشمن فقط با نارنجك و آرپي جي و كلاش ولي با قلبي پر از ايمان و عشق به شهادت خودش و يارانش در حفظ آن پل مهم  جنگيدند و در همانجا به لقاء‌الله پيوسته و به آرزوي ديرينه‌اش ديدار سرور شهيدان امام حسين (ع) نايل آمد .
به جاست ياد شود از يار باوفايش شهيد مرتضي ياغچيان معاون ديگر لشكر عاشورا مه ادامه دهنده راه حميد بود و بعد از شهادت حميد سنگر او را پر كرد و عاقبت او هم بعد از دو روز مقاومت در سنگر حميد بشهادت رسيد .
روحش شاد و يادش گرامي باد او هم از رزمندگان امام حسين (ع) بارها در عمليات زخمي شده و رشادتها نشان داده بود و شايد بخاطد علاقه زيادي كه اين دو برادر بهم داشتند و پشتيبان هم در صحنه هاي نبرد بودند در يك سنگر بشهادت رسيدند و ياد آور شجاعت و شهامت و استقاما حسين گونه در صحنه هاي نبرد حق عليه باطل شدند.
شهيد حميد باكري در اين چند سال اخير لحظه‌اي ‎آرامش نداشت دائماً در تلاش بود و چنانچه در وصيتنامه‌اش هم قيد كرده معتقد به كسب روزي از راه ساده نبود ، از نمونه‌ بارز يك انسان متقي بور و صفاتيكه در اول سوره مباركه بقره و نيز حضرت علي (ع) در خطبه همام در مورد متقين فرموده‌اند در او عينيت مي‌يافت .
گفتارشان از روي راستي ، پوشاكشان ميانه روي‌ ، رفتارشان به فروتني ، از آنچه خداوند برايشان روا نداشته چشم پوشيده‌اند و به علمي كه آنانرا سود رساند گوش فرا داشته‌اند ، دلهايشان اندوهناك است و آزارشان ايمن و بدنهايشان لاغر و خواستني است و نفسهايشان با عفت و پاكيزگي است .
وي به مسئله ولايت يقين داشت و معتقد بود كه فقط با اين طريق مي‌توان انسان شد و لا غير
انساني خالص بود براستي كه شيعه علي (ع) بود ، در همه حال خدا را مي‌ديد و رضايت او را در نظر داشت و از من شيطاني فرار مي‌كرد . ظواهر دنيا در نظر او خيلي كم ارزش مي‌نمود و از وابستگي‌هاي شرك آلود بشدت وحشت داشت و فرا ر مي‌كرد ، اهل عمل بود نه اهل حرف و بالا‌خره تمام حرفهايش را در شهادتش گفت و دعاي هميشگي او در نماز كه با التماس از خدا مي‌خواست (اللهم ارزقنا توفيق الشهاده في سبيلك) در ششم اسفند ماه سال 62 مستجاب شد و مختصر شدحي كه گذشت دوران طي شده شهيد در اين دنيا بود . اگر بخواهيم حق مطلب را ادا كنيم و از رشادتها و اخلاصها ، عظمت روح ، صبر ، استقامت و آنچه كه بود سخن بگوئيم زبان ما قاصر و قلم ناتوان خواهد بود .
از شهيد دو امانت در بين ما است احسان 3 ساله و آسيه 11 ماهه كه انشاءالله دعاي خير امام امت فرزندان خلف پدرشان خواهدكرد .


 منبع:موسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس لشگر31 مکانیزه عاشورا

+ نوشته شده توسط موسی کاظم زاده در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت 13:45 |